استاد ایرج رحمانپور:لرستان هم با داشتن سه نحله ی فرهنگی لری و لکی و بختیاری به نام جغرافیائی لرستان معروف شده ، در حالی که می توانست لکستان هم باشد . اما این گونه نام گذاری ها نباید کوچکترین خللی در تلاش هماهنگ ما برای حفظ میراث مشترکمان وارد نماید.لهجه های کردی مثال خوبی است . حدود ۲۶ لهجه ی فرعی و سه لهجه ی اصلی ؛ سورانی ، کرمانجی ، زازائی ، تا جائی که زبان هم را نمی فهمند، اما تلاش مستمر و پیگیر و یکپارچه ی آن ها همراه با هم ادامه دارد
دکتر کیانوش زهراکار:بی اعتنایی مراکز صدا و سیما استانی به فرهنگ بومی لُرتباران لک و لُرتباران بختیاری که دو بال پر قوت فرهنگ بومی قوم لُر هستند را یکی از دغدغه های اصلی مردم و نخبگان قوم لُر دانست.فرهنگ بومی این دو قوم لُر به دلیل دارا بودن ادبیات بسیار غنی،آداب و رسوم ،باورها و پنداشتهای بومی اصیل، جایگاه برجسته ای در قیاس با سایر اقوام دارد. مردمان لُرتبار لک که بیشتر در استانهای لرستان،ایلام و کرمانشاه سکونت دارند بی مهری این مراکز را به فرهنگ بومی خود نظاره گر بوده و به این دلیل بسیار در رنج هستند.
یکی از واجب ترین فوریت های کار ما این است که با کارهای فرهنگی، پژوهشی، رسانه ای و ادبی و هنری باورها و فضاهای مسموم را از گرد این واژه بزدائیم به گونه ای که با شنیدن نام لر جغرافیایی رنگارنگ و متنوع از سرزمین ها، گویش ها، زبان ها و.. قابل تجسم باشد و هیچ گروهی از مردم لر نپندارد به صرف تفاوتی در زبان و یا منطقه زندگی و.. نمی تواند بخشی از لرستان تاریخی باشد.
حشمتاله آزادبخت: موج جمعیت پشت سد در بستهی ارشاد نشان داد که برای دیدن کنسرت استاد ایرج رحمانپور نیازی به بنرهای بزرگ تبلیغاتی در میدانهای کوچک شهر نیست و خبر آمدن کلهباد صدایش خیلی زود در گوش تشنهی شهر خواهد پیچید. او پس از سالها آمده بود برای مردم زادگاهش بخواند. قرار بود سهشب برنامه اجرا کند، اما هجوم جمعیت مشتاق شبی دیگر را بر آن افزود.برنامه شروع شد؛ ایرج ابتدا با دوستدارانش حرف زد گاهی لری و گاه لکی: «خوش هتینو. پا و سر چَش مِ نیایتونه. چملم بنمِ ژیر پاتو، کاری سیتو نکردمه… او با این کار میخواست بگوید لرها و لکها هزاران سال است در کنار هم زندگی میکنند و چنان در هم آمیختهاند که نمیتوان آنها را از هم جدا نمود.» همین بحثی که چندسال است شعلهاش در دهان برخی نویسندگان ما به شدت گُر گرفته است.
گاهی با دیدن وبلاگهایی که با هویت های نا مشخص به شایعه پراکنی و تفرقه اندازی بین شاخه های مختلف قوم لر می پردازند برخورد می کنیم و با خود می پنداریم آنگونه که این بدخواهان می خواهند لر از هم پاشیده می شود . چند روز پیش برای کاری به منزل یکی از دوستان الشتریم رفته بودم . مردم الشتر تقریبا صددرصد لک هستند . نکته ای که توجه من را به خود جلب کرد عکسی از پدر دوستم بود که بر دیوار منزل داشتند . عکسی با شال و ستره که با صدای بلند به من می گفت که لر زنده است و بدخواهان بدانند که نمی توانند کاری از پیش ببرند . افرادی که با هویت های غیر واقعی در وب شایعه پراکنی می کنند هیچ کس را به مسیر درستی راهنمایی نمی کنند بلکه مزدورانی هستند که از سازمان هایی برای رسیدن به اهداف عده ای خائن پول می گیرند .در اینجا جا دارد که از تمام فعالان لر عاجزانه تقاضا کنم که با هویت کاملا واقعی خود در اینترنت مطلب بنویسند که هر چه می خوریم از این افرادی است که بدون هویت واقعی و با هویت های مجعول و مجهول در اینترنت خبر پراکنی می کنند. این شعر را به افتخار تمام مردم الشتر در اینجا می نویسم .
شنیدم ز فردوسی آن مرد راد که مازندران شهر ما یاد باد
لَک نام طوایفی است ساکن در غرب ایران که به گویش لکی سخن میگویند.لکهای پیشکوه قویاً خود را لر میدانند و لکهای پشتکوه پیوندهای قوی فرهنگی هم با لرها و هم با کردها نشان میدهند.برخی منابع لکی را در پیوستار تدریجی فارسی-لری-گورانی در میان لری و گورانی قرار داده ولی همانندیهای آن بیشتر به سمت لری میدانند.برخی زبانشناسان هم لکی را کاملاً در دستهٔ لری طبقهبندی کردهاند.زینالعابدین شیروانی مؤلف سفرنامه بستانالسیاحه در سده ۱۹ میلادی لکها را جزئی از گروههای لر آوردهاست. در دوران معاصر نیز ح. ایزدپناه گردآورنده فرهنگ لغات لکی، لکها را لر میداند و کرد خواندن آنها را یک سوء تفاهم مینامد. از نظر او به این خاطر که در قدیم در منابع تاریخی واژه کرد در بسیاری موارد برای همه کوچنشینان و رمهگردان فلات ایران بکار میرفته، گاه لکها و لرها و دیگران را با نام کرد (کوچنشین) نامیدهاند.
لباس اقوام مختلف در ایران بر اساس شرایط جغرافیایی ،آداب و رسوم و ساختار اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی هر قوم شکل گرفته و هر کدام در جای خود طرح های بسیار زیبایی هستند.فرم لباس در بین لرتباران لک زبان که امروزه تغییرات جزئی نموده ودر مناطق شهری کمتر استفاده می گردد همان فرم لباسهای نسل های پیشین است که در اوستا از آن نیز اسم برده شده است.مردم های لک زبان بنا به سنت گذشتگان خود شال به کمر می بندند وکلاه یا سر بند به سر می گذارند وشلوارهای بلند وگشاد،پیراهن های بلند استفاده می نمایندوزنان لک نیزاز لباسهایی که معمولا بلند وگشادهستند چون(کرمه چین)تن پوشی بلندوگشاد و(لچک)دستاری بلند وزیبا که برسر می بندند استفاده می کنند.لازم به یاد آوری است که لباس لرتباران لک زبان با لرتباران فیلی یکی است.
لکها شعبهای از قوم لر هستند که در جنوب استان کرمانشاه، شرق استان ایلام ، شمال غربی و غرب لرستان و نیز قسمتهایی از استان همدان زندگی می کنند. لکی، شاخه شمالی گویشهای قوم لر است که دارای اشتراکاتی با گویشهایی است که جدیداٌ با عنوان کردی جنوبی در حال معرفی اند .اگر به منابعی تاریخی که گویشهای کردی جنوبی را در زمرۀ گویشهای قوم لر ذکر کرده اند بی اعتنا باشیم این اشتراک را می توان محصول هم مجاورت تاریخی با گویشوران کردی جنوبی و هم اشتراکات نژادی دو قوم کرد و لر دانست. لكي يكي از اصيل ترين گويش هايي است كه مردم لر بدان تكلم مي كنند و جدا از ديگر گويش هاي مردم لر نيست و شايد بتوان بر آن نام "مادر زبان لري" ویا "اصیل ترین گویش قوم لر" را نهاد. بکر بودن و مصون ماندن لرستان از هجوم بیگانگان شرایط مساعدی برای نابود نشدن واژه های فارسی قدیم در همه گویشهای قوم لر خصوصاٌ لکی فراهم نموده است. گویش لکی در مقایسه با سایر گویشهای قوم لر و نیز گویشهای جنوبی قوم همسایه یعنی "کرد" ، حاوی واژه های سره و ناب تر فارسی باستان است و به جرات می توان گفت بسامد واژه های بیگانه در گویش لکی بسیار پایین است و همین ،دلیل اطلاق عناوین "مادر زبان لري"و یا "اصیل ترین گویش قوم لر" به گویش لکی است. فراموش نكنيم كه گویش لکی یا به عبارتی لري شمالي تاثيرات زيادي بر همسايه هاي شمالي خود داشته و هيچ گاه نبايد اين امر را فراموش كرد.
تقسیم بندی گویشهای لری
لری شمالی
گویش لکی
لری مرکزی
گویش فئیلی
گویش ثلاثی
لری جنوبی
گویش بختیاری
گویش کهکیلویه و بویر احمدی
گویش ممسنی
لک ها از دیر باز بعنوان یکی از اصلی ترین زیرمجموعه های قوم لرمطرح بوده و در تمام طول تاریخ تمام مشاهیر لک در هرجا که سکونت داشته اند خود را با پسوند "لر"یا "لرستانی" به دیگران معرفی و شناسانده اند. گذشته تاريخي سرزمين هاي لرنشين تقريباً در دوره هاي مختلف تاريخي از دوران باستان تا زمان صفويه مشترك بوده و مناطق لك زبان امروزي نيز جزئي مهم و سرنوشت ساز از اين پيكره بزرگ بوده اند. به عنوان مثال كريم خان زند كه از لرهاي لك زبان بوده و در متون مختلف تاريخي هويتي جداي از لر نداشته است بطوريكه دكتر پرويزرجبي در كتاب كريم خان و زمان او قبيله زند را از لرهاي لك به شمار مي آورد(رجبي، 1378، 32).همچنين دكتر دره مير حيدر در بيان انتقال پايتخت به شيراز در زمان زنديه چنين مي گويد: در زمان زنديه پايتخت از شمال شرقي به جنوب(شيراز) منتقل شد واين بار نيز، عامل گروه ملي مسلط كه لرها بودندبر ساير عوامل پيشي گرفت(ميرحيدر، جغرافياي سياسي، ص151).
قوم لر یکی از اقوام اصیل ایرانی است که علاوه بر ایران در عراق،ترکیه ،سوریه و عمان هم زندگی می کنند.در ایران محل سکونت لرها به استان لرستان محدود نمی شود آنها در 16 استان سکونت دارند. استانهای لرستان و کهکیلویه و بویر احمد کاملآ لر نشین هستند، در استانهای ایلام و چهار محال و بختیاری اکثریت با لرها است و علاوه بر این چهار استان مردمان لر زبان در استانهای خوزستان(شمال،نواحی مرکزی و شرق استان) ،همدان(ملایر، تویسرکان، نهاوند)، فارس(ممسنی، رستم ،سپیدان، کازرون، گله دار مهر،مرودشت و شیراز) ،بوشهر(دیلم ،گناوه ودشتستان )، اصفهان(فریدونشهر، نجف آباد، اصفهان و گلپایگان)، کرمانشاه(هرسین ،صحنه و کنگاور)، گیلان(لوشان)، مرکزی(شازند و خمین)،قزوین،خراسان،کرمان و تهران(ورامین) زندگی می کنند. گویشوران لر به گویشهای لکی، فئیلی ،ثلاثی، بختیاری، ممسنی، کهکیلویه و بویر احمدی سخن می گویند.محل سکونت زیر نظامهای قوم لر عبارتند از :
1.لک:الشتر،نورآباد،کوهدشت،هرسین ،صحنه،قسمتهایی از ایلام ، قسمتهایی از کرمانشاه ، قسمتهایی از خرم آباد، قسمتهایی از بروجرد، قسمتهایی ازنهاوند، قسمتهایی ازتویسرکان.
لَک قومی است ساکن غرب ایران. لکها به زبانهای لکی و فارسی سخن میگویند . جمعیت آنها حدود یک میلیون نفر است.
سکونتگاه
سکونتگاه اصلی لکها جنوب استان کرمانشاه، شرق استان ایلام و شمال غربی و غرب لرستان است. لکها بیشتر در شهرهای الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، دره شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد ساکنند.مردم لک در پی مهاجرتها در بیرون از منطقه لکنشین زاگرس نیز یافت میشوند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عدهای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز از توابع بهشهر مازندران خود را لک میدانند چهاردولیهای شهرستان شاهیندژ نیز شباهت به این قوم دارند .امروزه تیره هایی از این قوم در در استانهای قزوین، همدان، تهران و خراسان ساکن هستند. همچنین گروهی از لکها در کشور عراق ساکن هستند همچنین در عراق در خانقین کرکوک وبدره وموصل ساکنند.لکها شعبهای از قوم لر هستند که به زبان لکی تکلم میکنند.
تبارشناسی
به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لک ها عموما شاخه ای از کردها یا لرها در نظر گرفته می شوند. برخی معتقدند واژه لک از ترکیب دو واژه لر و کرد تشکیل شده است . نظر به موقعیت جغرافیایی و گویش آنان، ممکن است این گفته صحیح باشد زیرا که گویش لکی آمیخته ای از واژگان کردی کلهر و لری به انضمام لغاتی از گویش هورامی است که به سبب شیوع مسلک اهل حق و حضور مبلغان این مشرب، طی قرن ها بین آنان رواج یافته و نمونه بارز این گویش، آثار ملا منوچهر کولیوند است که به منوچهر لک مشهور است.اما قويترين نظريه که بيشتر باستان شناسان و زبانشناسان بدان معتقدند اين است که زبان لکي بازمانده ي فارسي پهلوي و اوستايي است و شباهت اين زبان با کردي گوراني به اين خاطر است که کردها نيز به عنوان يکي ديگر از اقوام ايراني قسمتهاي زيادي از زبان فارسي پهلوي را در زبان خود حفظ کرده اند و هيچ يک از آنها از ديگري گرفته نشده است بلکه هر دو برگرفته از فارسي پهلوي هستند. مانند بسياري ديگر از اقوام ايراني.اهالی هر سین و طوایف کاکاوند، بالا وند، جلا لوند و عثمانوند که در مسیر مرز بین کردهای کلهر و زنگنه و لرستان واقع شده اند به گویش لکی تکلم می کنند.از لحاظ نژادي هم بايد گفت که لک ها بزرگترين شاخه ي قوم لر مي باشند. و لر بودن آنها هم از نام و نسب ايلات و طايفه هاي آن محرز و مشخص است.